در ثواب و فضیلت طلب حلال - ۳
و اخبار و آثار درین باب بسیارست، و بسبب این بود كه اهل ورع احتیاط عظیم كرده اند، و یكی ازیشان وهب بن الورد بوده است، كه هیچ چیز نخوردی كه ندانستی از كجاست، یک روز مادرش قدحی شیر بوی داد، پرسید كه از كجاست و بها از كجا آورده اند و از كی خریده اند، چون همه بدانست گفت گوسفند چرا از كجا كرده است- و از جایی چرا كرده بود كه مسلمانانرا در آن حقی بود- نخورد، مادرش گفت: بخور كه خدای تعالی بر تو رحمت كند، گفت: نخواهم اگر چه رحمت كند: كه آنگاه، برحمت وی رسیده باشم بمعصیت، و این نخواهم. و بشر حافی را پرسیدند كه از كجا می خوردی و وی احتیاط كردی، گفت: از آنجا كه دیگران می خورند، ولیكن فرق بود میان آنكه می خورد و میگوید، و میان آنكه می خورد و می خندد، و گفت: بهتر از آن نبود كه دست كوتاه تر و لقمه كمتر.
در حقوق صحبت و شرایط آن - ۱
بدانكه هر كسی دوستی و صحبت را نشاید، بلكه باید كه صحبت با كسی داری كه در وی سه خصلت بود:
اول عقل بود: كه در صحبت احمق هیچ فایده نبود، و بآخر بوحشت كشد، كه احمق آن وقت كه خواهد كه با تو نیكویی كند، باشد كه كاری كند- باحمقی- كه زیان تو در آن بود و نداند؛ و گفته اند: «از احمق دور بودن قربت [مقصود نزدیكی بخداست] است، و در روی احمق نگریدن خطیئت است»؛ و احمق آن بود كه حقیقت كارها نداند، و چون با وی بگویی فهم نكند.
خصلت دوم خلق نیكو بود: كه از بدخو سلامت نبود، و چون آن خوی بد وی بجنبد، حق تو فرو ماند و باک ندارد.