در حقوق صحبت و شرایط آن - ۳
بدانكه خلق از سه جنس است- بعضی چون غذا اند، كه از وی نگزیرد [ناچار و ناگزیر است] و بعضی چون دارو اند؛ كه در بعضی احوال بدیشان حاجت افتد و بس، و بعضی چون علت اند، كه بهیچ وقت با ایشان حاجت نبود، ولیكن مردم بدیشان مبتلا شوند، و مدارا میباید كرد تا برهد. و در جمله، صحبت با كسی باید كرد، كه او را از تو فایدهٔ دینی بود، یا ترا از وی.
دعای ماثوره
ثقات اصحاب ایشان نقل كردند كه در سفری حضرت ایشان برباطی فرود آمده بودند بناگاه بیاران فرمودند كه مرئی گردید كه درین سرا امروز بلیهٔ روی خواهد داد و در عامهٔ اهل سرا سرایت خواهد نمود یاران ما یكدیگر را خبر كنند كه هر یک دعای ماثوره بسم الله الذی لا یضرّ مع اسمه شئ فی الارض و لا فی السَّماء گویند اعوذ بكلمات الله التامات من شرّ ما خلق را تكرار نمایند كه هر كه این دعا را بخواند بعنایت الله سبحانه وی و اسبابش محفوظ ماند ازین فرمودهٔ ایشان دو ساعت نرفته بود كه در بعضی خانهای آن رباط آتش در افتاد و بشدتی هر چه تمامتر مشتعل شد چنانكه مردم از اطفای آن عاجز گشتند بسا خانها سوخت و بسا امتعه چه بحرقت و چه بسرقه رفت مولانا عبدالمؤمن لاهوری كه فاضلی بود از مخلصان ایشان اسباب او نیز محروق گشت و او خود را بصد محنت بخدمت ایشان رسانید حضرت ایشان بمولانا فرمودند كه مگر شما را [كسی] بخواندن دعای ماثوره مذكوره خبر نكرد گفت نه، حضرت ایشان یاران را از عدم اخبار مولانا عتاب نمودند و هر یاری كه آن دعا خوانده بود وی و اشیاء وی بسلامت رهائی یافت.