Untitled Document

شناختن اسباب در دفع ضرر – ۲

سوال: اگر كسی گوید كه اگر بدان محتاج نبودی در نبستی و نگاه نداشتی؛ چون نگاه داشت برای حاجت و بردند چگونه ممكن گردد كه رنجور نشود؟ جواب: آنست كه بدان ممكن گردد كه: تا خدای تعالی بدو داده بود گمان میبرد كه مگر خیرت وی در آنست كه این با وی بود، و نشان این آنكه خدای تعالی بوی داده بود، و اكنون خیرت وی در آنست كه با وی نبود، و نشان این آنكه از وی باز ستد، پس بخیرت خویش در هر دو حال شاد باشد و ایمان آورد بدانكه خداوند نكرد در حق وی الا آنكه خیرت وی بود؛ وی خیرت وی نداند خداوند بهتر داند چون بیمار كه پدری مشفق دارد و طبیب، اگر طعام و گوشت دهد وی شاد شود، گوید اگر نه آنستی كه آثار تندرستی می بیند ندادی، و اگر گوشت بازگیرد شاد شود، گوید اگر نه آنستی كه میداند كه زیان من در آنست باز نگرفتی، و تا این ایمان نباشد توكل درست نباشد و حدیث بی اصل بود.

علاج طول امل

بدانكه علاج دفع سبب بود، چون سبب بدانستی به دفع آن مشغول باشید اما سبب دوستی دنیا را علاج بدان كند كه گفته ایم در كتاب حب دنیا، و در جمله هر كه دنیا را بداند دنیا را دوست ندارد: كه بداند كه لذت وی روزی چند است كه بمرگ ناچار باطل شود، و آنگاه در حال منغص و مكدرست و از رنج خالی نیست و هرگز كسی را صافی نشده است؛ و هر كه از طول آخرت بیندیشد و از مختصری عمر؛ داند كه فروختن آخرت بدنیا هم چنان بود كه كسی درمی در خواب دوستر دارد از دیناری در بیداری، كه دنیا چون خوابیست: (النَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا [مردمان خفتگانند و چون بمیرند بیدار شوند]) و اما جهل را علاج بفكر صافی و معرفت حقیقئی كند: كه بداند كه مرگ چونكه بدست وی نیست آنوقت بیاید كه خواهد، تا بر جوانی اعتماد نكند یا بر كاری دیگر.