Untitled Document

حقیقت نیت – ۲

سیم نوع آنكه یک غرض ضعیف بود و فراكار ندارد، و یكی قوی چنانكه تنها بكار دارد، لكن بسبب آن یكی كار آسانتر باشد، چنانكه كسی بشب نماز كند تنها، ولكن چون قومی حاضر آیند بر وی آسان تر بود و بنشاط تر باشد، اما برای نظر ایشان نماز نكند اگر اومید ثواب نیستی، و مثل این چنان بود كه مرد قوی سنگی برتواند گرفت، لكن ضعیفی با وی نیز یاری دهد تا آسان تر شود، و این هر یكی حكمی دیگر دارد چنانكه در اخلاص گفته آید، و مقصود آنست كه بدانی كه معنی نیت غرض باعث و محرک باشد. و این گاه خالص بود و گاه آمیخته.

خیر تمامترین علم است و شر تمامترین جهل

بدانكه هر چه خلق آنرا خیر داند از سه حال بیرون نبود: یا خوش است در حال، یا سودمندست در مستقبل، یا نیكوست در نفس خویش؛ و هرچه آنرا شر دانند یا ناخوش است در وقت، یا زیان كارست در مستقبل، یا زشتست در نفس خویش، پس خیر تمامترین آنست كه این همه در وی جمع است، كه هم خوشست و هم نیكو و هم سودمندست، و این نیست مگر علم و حكمت؛ و شر تمامترین جهلست كه هم ناخوش است و هم زشت و هم زیانكار. و بدانكه هیچ چیز از علم خوشتر نیست لكن نزدیک كسی كه دل وی بیمار نبود، و بدانكه جهل درد كند در حال و ناخوش بود، كه هر كه چیزی نداند و خواهد كه داند درد جاهلی خویش می یابد، و جهل زشتست ولكن این زشتی در وی ظاهر نیست اما در درون دلست كه صورت دل را كوژ گرداند. و این از زشتی ظاهر زشت ترست، و چیز بود كه نافع بود و لكن ناخوش بود چون بریدن انگشت از بیم آنكه دست تباه شود، و چیز بود كه از وجهی سود دارد و از وجهی زیان چون كسی كه مال بدریا اندازد و چون كشتی غرق خواهد شد تا خویشتن سلامت یابد.