هر كار كه برای ثواب است باید خالص خدایرا بود – ۱
بدانكه هر چه طاعتست چون نماز و روزه اخلاص اندر وی واجبست و ریا حرام اما آنچه مباحست اگر خواهد كه ازان ثواب یابد هم اخلاص واجبست: مثلا چون اندر حاجت مسلمانی سعی كند برای ثواب را، باید كه غرض خویش درست كند و از وی شكر و مكافات و هیچ چیز چشم ندارد؛ و همچنین هر كه تعلیم كند، اگر بمثل توقع كند از شاگرد كه از پی وی فرا شود و خدمت كند، عوض طلب كرد و ثواب نیابد، اما اگر كند چون مقصود نبوده است ظاهر آن بود كه آن ثواب حبطه نشود، چون متعجب نباشد بر آن اعراض او از خدمت اگر اعراض كند؛ اما اهل حزم از این حذر كرده اند: تا یكی از بزرگان اندر چاه افتاد رسن آوردند سوگند برداد كه هیچ كس كه از وی حدیث شنیده است یا قرآن برو خوانده است دست فرا رسن نكند، كه ترسد كه آن عوض ثواب را باطل كند. یكی بنزدیک سفین ثوری چیزی هدیه فرستاد، فرا نستد، گفت من از تو هرگز حدیث نشنیده ام گفت: برادر تو شنیده است ترسم كه دل من بر وی مشفقتر گردد از آنكه بر دیگران و یكی دو بدره [كیسه ای كه در آن یک یا هفت یا ده هزار دینار باشد] زر بنزدیكی سفین برد، گفت دانی كه پدرم دوست تو بود و حلال خوار بود، اكنون این میراث حلال است از من قبول كن، چون قبول كرد آنكس برفت، پسر خویش را از پی وی بفرستاد و بدرهٔ زر باز فرستاد مگر با یادش آمد كه دوستی با پدرش برای خدای بوده است، پسر سفین گفت: چون باز آمدم صبرم نبود گفتم این دل تو مگر از سنگ است؟ همی بینی كه عیال دارم و هیچ چیز ندارم و بر ما رحمت نمی كنی؟ گفت: ای پسر تو همی خواهی كه خوش بخوری و مرا در قیامت از آن بپرسند؟ مرا برگ این نیست.
و همچنین متعلم باید نیز كه جز رضاء حق تعالی طلب نكند اندر تعلم و از معلم هیچ چیز امید ندارد، و باشد كه پندارد كه طاعت خویش فرا معلم نماید روا بود تا اندر تعلیم وی مجد باشد، این خطاست و عین ریا بود،