هر كار كه برای ثواب است باید خالص خدایرا بود – ۲
بلكه باید كه منزلت بنزدیک حق تعالی طلب كند بخدمت معلم نه نزد معلم؛ و همچنین رضاء مادر و پدر باید كه برضاء حق تعالی بود و خود را بریشان جلوه نكند بپارسایی كه از وی خشنود شوند: كه این معصیتی باشد بنقد. و بر جمله از هر كاری كه طلب ثواب خواهد كرد باید كه خالص خدایرا بود عز وجل.
اعتقادنامه – ۱
سوآل كسی ادعای امر جائز كند چرا زندیق و ملحد بود و اگر مدعیش كافی شود آن امر را جائز چگونه توان گفت جواب معنای مشهور جواز امری است كه شدن و ناشدنش روا بود اما معنی جواز رویت باری درمذهب اشعری این است كه متعلق قدرت باری تعالی تواند شد یعنی خدا میتواند كه در انسان درین عالم قوت بینای خلق كند كه بدون مجازات و قرب و سائر شرائط او را به بیند همچنانكه مرد كور از چین پشه اندلس را جایز است كه به بیند و این جواز راجع بكمال قدرت الهیت و نیز نصوص و اجماع بر عدم وقوع رویت است در دنیا پس مدعیش ضال و ملحد و این ظاهر است و نیز این جواز مشروط است باینكه گردی از چون بذیل كبریای مرئی تعالی نه نشیند و شک نیست كه هر چه درین نشاه حاصل شود سراسر چون است و از بیچونی بی نصیب پس هر كه دعوی رویت كند باین اعتبار گویا ادعای امری نا جائز كرده است فافهم بر سر سخن رویم شب و روز سال و ماه برو نگذرد تعالی شانه و حال و مستقبل و ماضی در حضرتش نبود محل حوادث نیست در هیچ چیز حلول ندارد و با هیچ چیز متحد نشود و هیچ ضد و ند و مثل و شبه و نظیر و ظهیر و مادر و پدر و زن و فرزند ندارد و در هر جا با همه كس حاضر و همه اشیا محیط و همه كس از رگ جان نزدیكتر است اما نه معیت و احاطه و قربی كه بعلم و عقل اهل دانش یا بكشف و شهود ارباب بینش راست آید در ذات و صفت و فعل واحد است تغیر و تبدل را بهیچكدام ازینها راه نیست