Untitled Document

درجات خشم با مخالفان خدای تعالی – ۳

و اگر عافیت دهم گناهان ویرا بدین بیماری كفارت كنم، و گوشتی و خونی بهتر از آن كه داشت باز دهم». و علی می گوید- رضی الله عنه- كه: «هر كرا درد شكم كند، از زن خویش چیزی بخواهد از كابین وی، و بدان انگبین بخرد، و با آب باران بیامیزد و بخورد، شفا یابد- كه خدای تعالی بارانرا مبارک خوانده است، و انگبین را شفا، و كابین زنانرا كه ببخشند هنی و مری یعنی نوش و گوارنده، تا این سه بهم آید ناچار شفا یابد». و در جمله ادب بیمار آنست كه- گله نكند، و جزع [ناله و فریاد شكایت آمیز] نكند، و امید بدان دارد كه بیماری كفارت گناه وی باشد، و چون دارو خورد توكل بر آفریدگار دارد نه بر دارو؛ و ادب عیادت كننده آنست كه- بسیار ننشیند، و بسیار نپرسد، و دعا كند بعافیت، و از خویشتن فرا نماید كه رنجور است بسبب بیماری وی، و چشم از خانها و درها كه در سرای باشد نگاه دارد، و چون بدر سرای رسد دستوری خواهد، و در مقابلهٔ در نه ایستد بلكه یكسو بایستد، و در برفق زند، و نگوید- یا غلام، و چون گوید- كیست؟ نگوید كه- منم، لیكن بجای ای غلام بگوید- سبحان الله والحمدلله، و هر كه در وی بزند، همچنین باید كرد.

منكرات گرمابه

آن بود كه عورت از زانو تا ناف پوشیده ندارد، و ران در پیش قایم نهد برهنه كرده- تا بمالد و شوخ باز كند، بلكه اگر دست در زیر ازار بر آن فراگیرد نشاید: كه بسودن بمعنی دیدن بود؛ و صورت حیوان بر دیوار گرمابه منكر است، واجب بود تباه كردن آن یا بیرون آمدن، و دیگر دست و طاس و سطل پلید در آن اندک كردن، كه منكر باشد بر مذهب شافعی، و انكار نتوان كرد بر مالكی، كه بمذهب او روا بود؛ و آب بسیار ریختن و اسراف كردن از منكراتست؛ و منكرات دیگر هست كه در كتاب طهارت گفته ایم.