اصل چهارم از اصول سته ایمان - ۳
و از واجبات اعتقاد است كه بدانی ابراهیم خلیل الله یعنی دوست جانی خداست و از غیر حبّ او خالی بوده است و موسی كلیم الله یعنی هم سخن خداست كه باو گفتگو كرده است چنانكه گذشت و عیسی كلمة الله یعنی سخن خداست كه بی پدر بمجرد قول كن از مادر زاده است یا از بسكه منتفع به بوده است گویا كلمه خداست كه از وی موعظه بگوش اولاد آدم رسانیده و ازو متاثر شده اند و عله غایَته ایجاد عالم و سرور و بهتر اولاد آدم اعنی محمّد عربی صلّی الله علیه وسلّم بوجوه متعدّده كه از جمله آنها است
عدم جواز نسبت هزیمت بانحضرت و اینكه در بیرون آمدن از قبر و حاضر شدن در موقف حشر و در آمدن در بهشت از تمامی افرینش سبقت دارد باوصاف و شمائلی كه در ركن اوّل اسلام است ممتاز باید دانست اگر چه حصر آن وجوه بیرون از طاقت بشر است یكی گرویدنست بمعراج آن سرور بین و بیداری در شب از مكه تا بمسجد الاقصی و ازانجا باسمان و ازانجا تا خدا خواهد و بیان كیفیتش چنانكه در شفا و سائر كتب ثقات مسطور است مانند همراهی حضرت جبرائیل از حرم تا بسدرة المنتهی و ان درختیست از اسمان هفتم كه علوم اوّلین و آخرین و عروجاتی تحتانی و نزولات فوقانی بدو منتهی میشوند و دیدن ان سرور جبرائیل را در انجا بصورت اصلیش بشش صد بال و بازماندن او ازان حضرت در آنجا و سواری براق از مكه تا به بیت المقدس یا اسمان هفتم و ان جانوریست سفید رنگ نه ماده و نه نر خوردتراز استر و بزرگتر از خر از غایه سرعت می نهد گام خود را بمثلهای نگاه خود و امامت انحضرت انبیا را در مسجد الاقصی در نماز عشا با صبح و از آنجا نصب شدن معراجی تا باسمان هفتم یعنی نردبانی كه یک پایه اش از سیم و یكی از زر بود و بر رفتن آنحضرت با جبرائیل برآن و ثنا و توقیر ملائكه در یمین و یسار آن نردبان مر آن حضرترا و وا شدن درهای آسمان بعد از استفتاح و تبشیر جبرائیل بقدوم شریف آنسرور