اصل چهارم از اصول سته ایمان - ۴
دیدن بعضی از پیغمبرانرا در هر آسمانی و ترحیب همه نمودن سرور عالم را و سدرة المنتهی را با هزاران هزار غرائب و اهل بهشت را با همه نعم و انهار و اشجار در بهشت و اهل دوزخ را با همه آلام و اسباب تعذیب در دوزخ دیدن و از شوق لقای جناب اقدس التفات هیچكدام ننمودن و از سدرة المنتهی تا بلندی كه آواز نویشتن قلمهای ملائكه را میشنید تنها رفتن و بعد ازآن آن نور دیده آفرینش را در نور غوط دادن و برو خرق هفتاد هزار حجاب شدن بر حجابی مسافة پانصد ساله را بعد ازآن رفرفرا كه بساطیست سبز نورش بر نور آفتاب غلبه میكند پیش ایشان نهادن و برو سوار شدن و از كرسی گذشتن و بعرش مجید رسیدن و او را و زمان و مكان را پس انداختن و بمقام خطاب مستطاب به ایزد وهاب رسیدن و جمال بیهمال را چنانكه در آخرت بینند دیدن و كلام ایزد علام بدون صوت و حرف شنیدن و زبان بی زبانی را بمجید و ثنای الهی گشادن و خطابات با حضرت باریرا جلّت كبریائه جواب با صواب دادن و پنجاه نماز را برو و امت مرحومه او فرض نمودن و باره ها باشاره حضرت موسی برای تخفیف انها عروج و نزول نمودن و آنها را به پنج فرض رسانیدن و آنچه خداوند داد یافتن و دیدن و شنیدن با هزاران هزار خلعت و تشریف و تكریم بخوابگاه خود عودت فرمودن و خواب گاهش هنوز گرم بودن همه مطابق نصوص كتاب و سنّت است اگر چه همه از واجبات اعتقاد نیستند و در بعضی ازانها سخن هست بر سر اصل مدّعا رویم از وجوه امتیاز آنحضرت از دیگر پیغمبران اینكه سیّدالمرسلین است همه پیغمبران چه آدم و چه غیر او سایه نشین لوای اویند و هیچ پیغمبریرا حق تعالی به پیغمبری نفرستاده است كه نه بایمان موكد بدو امر فرموده باشد كه اگر پیش از حیات بدولت دیدار آن برگزیده ایزد دادار رسید بدو ایمان آرد و او را یاری دهد و مددكاری كند