اصل چهارم از اصول سته ایمان - ۵
و الا بهمین روش با قوم خود پیمان محكم بندد كه هر وقت بان دولت رسیدند جانبازی كنند و اینكه خاتم النبیّین است كه اگر چه بالذات قافله سالار وجود اوّل و اسبق هر موجود است امّا طغرای نبوّت بذات منبع الكمالاتش ختم شده است كه بعد ازو پیغمبری نخواهد بود و حضرت روح الله علیه الصلاة والسلام اگر چه بعد ازین در عهد حضرت مهدی صاحب الزمان علیه التحیه والرضوان بنزول خود فضای سرزمین را رشک فردوس برین میفرماید امّا بشریعت آنسرور دعوت میكنند پیروی دین متین او خواهند بود و اینكه رب للعالمین است كه هژده هزار عالم از خوان نعمت عامّه و رحمت تامّه او نواله خوار و ذله بردارند و پیغمبر مرسل بر جمیع انس و جن باتفاق و بر ملک و جماد و نبات باختلاف همین اوست و بس و پیغمبران دیگر هر یک بطایفه ای از بنی آدم مبعوث اند و اینكه یكّه بر جمیع انبیا بمجموعیت فضل دارد و اینكه هرگز در قرآن خدای تعالی اورا بنام نامی خود خطاب نفرموده اند مانند سائر انبیا بلكه او را یا ایها النبی یا ایها الرسول مانند اینها گفته اند از روی تعظیم و توقیر و اینكه هر معجزه ای و فضیلتی و كرامتی كه بیكی از انبیا داده باشند مانند آن بان سرور داده اند بسا معجزه و فضل و كمال كه آن سرور دارد هیچكدام از انبیا كرام علیه الصلاة والسلام ندارند چون شق قمر و تسبیح حجر و تكلیم و تسلیم شجر و گریه حنانه و جوشش آب صاف از فرجهای اصابع كریمه اش تا انجا خدا میداند و مانند تقرّب تام و مقام محمود و شفاعت كبری و حوض كوثر و وسیله و فضیله و دولت دیدار پیش از دارالقرار و انفراد بخلق عظیم و امتیاز از همه در دین و یقین و علم و حلم و صبر و شكر و زهد و عفت و عدل و مروت و حیا و شجاعت و تواضع و حكمت و تادّب و سماحت و ترحم و رأفت الی ما شا الله سبحانه