علامات محبت – ۱
بدانكه محبت گوهری عزیزست و دعوی محبت آسان است، پس نباید كه آدمی گمان برد كه از جملهٔ محبان است، ولكن محبت را نشان و برهانست باید كه از خود طلب كند، و آن هفت است:
اول آنكه مرگ را كاره نباشد، و رسول- صلوات الله علیه- گفت: «هر كه دیدار خدای دوست دارد مرگ را كاره نباشد». بویطی یكی را از زاهدان گفت مرگ را دوست داری؟ توقف كرد، گفت: اگر صادق بودی دوست داشتی؛ اما روا بود كه محبت بود و كاره بود تعجیل مرگ را نه اصل مرگ را: كه زاد آن هنوز نساخته باشد، تا ساخته كند، و نشان آن بود كه در ساختن زاد بی قرار بود.
علامت دوم آن بود كه محبوب حق تعالی بر محبوب خویش ایثار كند، و هر چه داند كه سبب قربت وی است نزدیک محبوب فرونگذارد، و هر چه سبب بعدوی است از آن دور بود، و این كسی بود كه خدای را تعالی بهمهٔ دل دوست دارد چنانكه رسول- صلوات الله علیه- گفت: «هر كه خواهد كه كسی را بیند كه خدای را بهمهٔ دل دوست دارد، گو در سالم نگر مولی حذیفه»؛ پس اگر كسی معصیتی كند دلیل نكند بر آن كه محب نیست، بل بر آنكه دوستی وی بهمهٔ دل نیست، و دلیل برین آنكه نعیمان را چند بار حد بزدند بسبب شراب خوردن، یكی وی را لعنت كرد؛ رسول -صلوات الله علیه- گفت: لعنت مكن كه وی خدای را و رسول را دوست دارد. و فضیل گفت كه: اگر ترا گویند خدای تعالی را دوست داری خاموش باش، كه اگر گویی نه كافر شوی، و اگر گویی دارم فعل تو با افعال دوستان نماند.
علامت سیم آنكه همیشه خدای تعالی بر دل وی تازه بود و دران مولع بود بی تكلف، كه هر كه چیزی دوست دارد ذكر آن بسیار كند، و اگر دوستی تمام بود خود هیچ فراموش نكند؛