Untitled Document

علامات محبت – ۳

و موسی گفت: یارب كجایی تا ترا طلب كنم؟؟ گفت: قصد طلب كردی یافتی.

علامت ششم آنكه عبادت بر وی آسان شود و ثقل آن از وی بیفتد. و یكی می گوید بیست سال خویشتن بجان كندن فرا عبادت داشتم آنگاه بیست سال بدان تنعم كردم. و چون دوستی قوی شد هیچ لذت در عبادت نرسد، دشخوار چگونه باشد؟

علامت هفتم آنكه همه بندگان مطیع ویرا دوست دارد و بر همه رحیم و مشفق بود، و همیشه عاصیانرا و كافران را دشمن دارد، چنانكه گفت: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» و یكی از پیغامبران پرسید كه بارخدایا اولیا و دوستان تو كیند؟ گفت: آنها كه چنانكه كودک بر مادر شیفته باشد بمن شیفته باشند و چنانكه مرغ پناه با آشیان دهد ایشان با ذكر من دهند، و چنانكه پلنگ خشمگین شود كه بهیچ چیز باک ندارد ایشان خشمگین شوند كه كسی معصیتی كند.

این و امثال این علامات بسیار است، هر كه دوستی وی تمام بود همه در وی موجود بود، و آنكه در وی بعضی ازین بود دوستی وی بقدر آن بود.

پیدا كردن معنی شوق بخدای تعالی - ۱

بدانكه هر كه محبت انكار كرد شوق نیز انكار كرد، در دعاء رسول است- صلوات الله علیه-: «اسئلك الشوق الی لقائك ولذة النظر الی وجهك الكریم [خدایا از تو میخواهم شوق دیدار و لذت نگاه بروی بزرگوارت را]» و گفت: «خدای تعالی همی گوید: طال شوق الابرار الی لقائی وانی الی لقائهم لاشد شوقا- دراز شد آرزومندی نیک مردان بمن و من بایشان آرزومندترم از ایشان» پس باید كه معنی شوق بشناسی كه شوق بخدای تعالی چیست، كه محبت بی شوق نبود، ولكن هر كرا اصلا ندانند شوق بوی نبود، و اگر دانند و حاضر بود و همی بینند هم شوق نبود، پس شوق بچیزی بود كه از وجهی حاضر بود و از وجهی غایب،