Untitled Document

پیدا كردن معنی شوق بخدای تعالی - ۳

و اگر نه این بودی همانا كه آگاهی لذت بشدی، كه هر چه دایم شد و دل فرا آن كرد از لذت آن آگاهی نیابد تا آنگاه كه تازه چیزی بوی می رسد. پس نعیم اهل بهشت هر لحظه تازه میشود چنانكه در حاضر گذشته را مختصر می بیند، كه هر روز زیادت بود. و از این اصل نیز معنی انس بشناختی كه انس اضافت حالت دلست باز آنچه حاضرست، چون التفات نكند بدانچه مانده است، چون التفات كند حالت شوق بود، پس همه محبان حق تعالی درین جهان و در آن جهان میان انس و شوق می گردند و در اخبار داود است- علیه السلام- كه: خدای تعالی گفت یا داود اهل زمین را خبر ده از من كه دوست آنم كه مرا دوست دارد، و هم نشین آنم كه با من بخلوت بنشیند، و مونس آنم كه بیاد كرد من انس گیرد، و رفیق آنم كه رفیق منست و گزیدهٔ آنم كه مرا برگزیند و فرمان بردار آنم كه مرا فرمان برد، و هیچ بنده مرا دوست ندارد- و من از دل وی دانستم- كه نه ویرا دوست گرفتم و بر دیگران مقدم داشتم، هر كه مرا جوید بحق بیابد و هر كه دیگری را جوید مرا نیابد، یا اهل زمین پای ندارید درین كارها كه بدان فریفته شده اید و روی بصحبت و مجالست و موانست من آورید و بمن انس گیرید تا بشما انس گیرم، كه من طینت دوستان خویش از طینت ابراهیم آفریدم دوست من و موسی همراز من و محمد برگزیدهٔ من، و دل مشتاقان خویش از نور خود آفریدم و بجلال خود پروردم. و ببعضی انبیا وحی آمد كه مرا بندگان اند كه مرا دوست دارند و من ایشان را دوست دارم، و آرزومند منند و من آرزومند ایشان، مرا یاد كنند و من ایشان را یاد كنم، نظر ایشان بمنست و نظر من بایشان، اگر شما نیز راه ایشان گیرید شما را دوست گیرم و اگر از راه ایشان بگردید شما را دشمن گیرم. این و امثال این اخبار در محبت و شوق بسیارست و این قدر اینجا كفایت بود.