پیدا كردن احوال مردگان كه مكشوف شده است بطریق خواب – ۱
رسول- صلوات الله علیه- گفت: «هر كه مرا بخواب بیند مرا بیند، كه شیطان بر صورت من نتواند آمدن». و عمر رسول را -صلوات الله علیه- بخواب دید سر بر وی گران، عمر گفت: چه بودست؟ گفت: نتوانی كه در روزه اهل خویشتن را بوسه دهی هرگز نیز عمر آن نكرد، هر چند كه این حرام نیست ولكن ناكردن اولیتر، و با صدیقان چنین دقایق مسامحت نكنند اگر چه با دیگران كنند. عباس می گوید مرا با عمر دوستی بود، خواستم كه پس مرگ ویرا بخواب بینم، پس از یک سال ویرا دیدم چشم می سترد [پاک می كرد]، گفت اكنون فارغ شدم و كار در خطر بود اگر نه آن بودی كه خدای كریم بود. و عباس می گوید: ابولهب را بخواب دیدم در آتش میسوخت، گفتم: چگونه ای؟ گفت: همیشه در عذابم مگر شب دوشنبه، كه رسول را- صلوات الله علیه- شب دوشنبه بزادند مرا بشارت دادند از شادی بنده ای آزاد كردم بثواب آن شب دوشنبه عذاب از من برگرفتند. و عمر بن عبدالعزیز گوید: رسول را صلوات الله علیه- بخواب دیدم با ابوبكر و عمر نشسته، چون با ایشان بنشستم ناگهان علی -رضی الله عنه- در آمد و معاویه را بیاوردند و در خانه فرستادند و در ببستند، در وقت علی بیرون آمد و گفت: «قضی لی ورب الكعبة»، یعنی كه حق مرا نهادند، پس بزودی معاویه بیرون آمد و گفت: غفرلی ورب الكعبة، مرا نیز عفو كردند و بیامرزیدند ابن عباس یک راه از خواب درآمد پیش از آنكه حسین را بكشتند و گفت: «انا لله وانا الیه راجعون» گفتند: چه افتاد؟ گفت: حسین را كشتند، گفتند: چرا؟ گفت: رسول را- صلوات الله علیه- دیدم و با وی كوزه ای آبگینه پر از خون، گفت: بینی كه امت من پس از من چه كردند، فرزندم حسین را بكشتند و این خون وی و اصحاب ویست بتظلم پیش خدای برم، پس از بیست و چهار روز خبر آمد كه حسین را بكشتند. و صدیق را بخواب دیدند ویرا گفتند: تو همیشه اشارت بزبان همی كردی و می گفتی كه این كارها در پیش من نهاده است، گفت: آری، لا اله الا الله كه بگفتم بهشت در پیش من نهادند.