پنهان داشتن بیماری شرط توكلست
بدانكه پنهان داشتن بیماری شرط توكل است، بلكه اظهار و گله كردن مكروه است الا بعذری، چنانكه طبیب را گوید ویا خواهد كه ضعف خویش اظهار كند و رعونت و جلدی را یكسو نهد، چنانكه علی را- رضی الله عنه- پرسیدند در بیماری كه بهتر هستی و بخیر هستی؟ گفت: نه، در یكدیگر نگاه كردند و تعجب داشتند، گفت: پس با خدای تعالی جلدی و مردی نمایم؟! این بحال وی لایق بود كه با آن قوت و بزرگی عجز خویش مینماید، و ازین بود كه گفت: یارب صبر روزی كن. و رسول- صلوات الله علیه- گفت: «از خدای تعالی عافیت خواه، بلا مخواه». پس چون عذری نبود، اگر بیماری اظهار كند بر سبیل شكایت حرام بود، و اگر شكایت نبود روا باشد، ولكن اولی تر دست بداشتن بود: كه باشد كه در وی زیادتی گوید و باشد كه گمان گله افتد، و گفته اند كه ناله بر بیمار بنویسند، كه آن اظهاری باشد. و ابلیس از ایوب -علیه السلام- هیچ نیافت مگر ناله، و فضیل بن عیاض و بشر و وهب بن الورد چون بیمار شدندی در سرای ببستندی تا كسی نداند، و گفتندی نخواهیم كه كسی بعیادت ما آید، كه آنگاه گله باید كرد از بیماری.
صلوات
یكروز رسول -علیه السلام- بیرون آمد، و اثر شادی در وی پیدا بود، گفت: «جبرئیل آمد -علیه السلام- و گفت خدای تعالی میگوید: بسنده نكنی بدین كه هر كه از امت تو بر تو صلوات دهد من ده بار بر وی صلوات دهم، و چون بر تو سلام كنند ده بار بر وی سلام كنم.»، و رسول گفت -علیه السلام-: «هر كه بر من صلوات میدهد، ملایكه جمله بر وی صلوات میدهند، گو خواه بسیار ده و خواه اندک»، و گفت: «اولیتر بمن آنكس بود كه صلوات بیشتر دهد بر من»؛ و گفت: «هر كه بر من صلوات دهد، ده نیكویی ورا بنویسند و ده زشتی از وی بسترند»، و گفت: «هر كه در چیزیكه مینویسد، صلوات بر من نویسد، ملایكه ویرا استغفار میكنند تا نام من در آن كتاب نوشته مانده است».