Untitled Document

آنكه لذت نظر از لذت معرفت بیشتر - ۱

بدانكه دانستنی بر دو قسم است: بعضی آنست كه در خیال آید چون الوان و اشكال، و بعضی عقل ویرا دریابد و در خیال نیاید چون حق تعالی و صفات وی، بلكه چون بعضی از صفات تو چون قدرت و علم و ارادت و حیوة كه این همه را چگونگی نیست در خیال نیاید بلكه خشم و عشق و شهوت و درد و راحت و اینهمه چگونگی ندارد و در خیال نیاید عقل همه را دریابد؛ و هر چه در خیال آید ادراک تو آنرا بر دو درجه است: یكی آنكه در خیال حاضر آید چنانكه گویی كه در وی مینگری، و این ناقص ترست و دیگر آنكه در چشم آید و این كاملترست، لاجرم لذت در دیدار معشوق بیش از آنست كه لذت در خیال وی، نه از آنكه در دیدار صورتی دیگرست مخالف آن یا نیكوتر از آن، بلكه همانست ولكن روشن ترست، چنانكه از معشوق بوقت چاشتگاه لذت بیش یابی از آنكه بوقت صبح برآمدن،‌نه از آنكه صورت میگردد ولكن از آنكه روشن تر شود، همچنین آنچه در خیال نیاید و عقل آنرا دریابد دو درجه دارد، یكی را معرفت گویند، و رأی این درجه ای دیگرست كه آنرا رویت و مشاهده گویند، و نسبت آن با معرفت در كمال روشنی هم چون دیدارست با خیال، بلكه چشم حجابست از دیدار نه از خیال تا از پیش برنخیزد آن مشاهده ممكن نگردد، همچنین علاقه آدمی با این تن كه مركبست از آب و خاک و مشغولی وی بشهوات این عالم، حجابست از مشاهده نه از معرفت، و تا این حجاب برنخیزد مشاهده ممكن نگردد، و ازین گفت موسی را -علیه السلام-: «لن ترانی [هرگز مرا نخواهی دید]» پس چون مشاهده تمامترست و روشنتر، لابد لذت آن بیشتر، همچنان كه در دیدار و خیال. و بدانكه حقیقت آنست كه همین معرفت است كه در آن جهان بصفتی دیگر شود كه با اول هیچ نزدیكی ندارد،