Untitled Document

آنكه لذت نظر از لذت معرفت بیشتر - ۲

چنانكه نطفه كه مردمی شود و دانهٔ خرما كه درختی شود و بكمال رسد، و با این گردش بغایت روشن شود، و آنرا مشاهده و نظر و دیدار گویند: چه دیدار عبارتست از كمال ادراک، و این مشاهده كمال این ادراكست و برای آنستكه این مشاهده جهت [طرف- جا و مكان] اقتضا نكند چنانكه معرفت درین جهان جهت اقتضا نكرد. پس تخم دیدار معرفتست و هر كرا معرفت نیست از دیدار محجوبست حجابی ابدی، كه هر كه تخم ندارد زرع صورت نبندد، و هر كرا معرفت تمامتر مشاهده تمامتر، پس گمان مبر كه همه خلق در دیدار و لذت دیدار برابر باشند بلكه هر كسی را بر قدر معرفت وی بود، و «ان الله یتجلی للناس عامة ولابی بكر خاصة [خداوند تجلی میكند برای مردم بطور عموم و برای ابوبكر بشكل خاص]» این بود، نه آن كه وی تنها بیند و دیگران نبینند، بلكه آنكه وی بیند دیگران خود نبیند، كه آن حاصل وی بود كه تخم آن معرفتی بود كه دیگران نداشتند، و آنكه گفت: «فضل ابوبكر نه بنماز و نه روزه بسیارست ولكن بدان سر كه در دل وی قرار گرفتست» آن سر نوعی از معرفتست و تخم آن دیدارست كه خاصگی ویرا خواهد بود. پس تفاوت دیدار خلق با آنكه دیدار خلق یكیست چون تفاوت صورتها بود كه در آیینهاء مختلف پدیدار آید از یک صورت: كه بعضی كه بود و بعضی مه، و بعضی روشنتر و بعضی تاریک تر، و بعضی كوژ و بعضی راست، تا بود كه در كژی بجایی رسد كه نیكو زشت نماید، چون صورت نیكو در پهنا و درازی شمشیر، كه باز آنكه خوش باشد نیز ناخوش و كریه بود، و هر كه آینهٔ دل خویش بدان عالم برد و تاریک بود یا كژ، آنچه راحت دیگران باشد هم آن بعینه سبب رنج وی گردد؛ پس گمان مبر كه آن لذت كه پیغامبران یا بند از دیدار دیگران بیابند، و آنچه عالمان یابند دیگران از عوام بیابند،