آنكه لذت نظر از لذت معرفت بیشتر - ۳
و آنچه عالمان متقی و محب یابند عالمان دیگر بیابند و تفاوت میان عارفی كه دوستی حق تعالی بر وی غالب بود و میان عارفی كه دوستی بر وی چنان غالب نبود، در لذت بود نه در دیدار، كه هر دو یكی بینند، كه تخم دیدار معرفتست و تخم هر دو برابر است، ولكن مثل ایشان چون دو كس باشد كه دیدار چشم ایشان برابر بود، نیكویی را بینند ولكن یكی عاشق بود و دیگر نبود، لابد لذت عاشق بیش بود، و اگر یكی عاشق تر بود لذت وی بیشتر بود. پس معرفت در كمال سعادت كفایت نیست تا محبت با آن نبود و محبت بدان غالب شود كه محبت دنیا از دل وی پاک شود، و این جز بزهد و تقوی حاصل نیاید پس عارف زاهد را لذت كاملتر بود.
مكتوب سی و هفتم (۳۷)
نیز بملا عبدالرزاق در حرمت سوال و اباحت آن عند الضرورة و احادیثی كه درین باب وارد شده. صلاح آثار ملا عبدالرزاق پرسیده بود كه مقرر است كسیكه قوت شب ندارد او را سوال كردن حلال است، آیا این حكم از روی رخصت است و عزیمت ورای آنست یا نه. مخدوما این حكم از راه رخصت است و عزیمت در ترك سوال است، مهما امكن بسؤال اقدام نه نمایند غایت امر در سوال هنگام شدت احتیاج اباحت است در رنگ اكل میتة و اكل لحم خنزیر كه در حالت مخمصة مباح است سؤال متضمن سه چیز است كه هر كدام قبیح است: اول اظهار شكایت است از حق تعالی و بیان قصور نعمت اوست سبحانه از وی و این محرم است الا بضرورة كاكل المیتة، دوم اذلال نفس است لغیر الله تعالی و مؤمن را نمیرسد كه خود را ذلیل سازد بغیر از مولای خود الا بضرورة، سوم ایذای مسئول عنه است غالباً و ایذا حرام است.