مناقب شیخ الاسلام احمد النامقی الجامی قدس سرّه العزیز – ۴
الٰهی اگر در تو مینگرم می نازم و گر بخود در مینگرم در نیازم و اگر با نفس مینگرم می گدازم. ۩رباعی۩
(یا رب زتو آنچه من گدا میخواهم) (افزون زهزار پادشا میخواهم)
(هر كس بدر تو حاجتی میطلبد) (من خود بجهان از تو ترا میخواهم)
الٰهی از بخت خود چون به پرهیزم و از بودنی كجا گریزم.
۩رباعی۩
(اندر ره حق تصرف راز مكن) (چشم بد خود بعیب كس باز مكن)
(سر همه بندگان خدا میداند) (در خود نگر و فضول آغاز مكن)
همه اخلاق نیكو باید كه طبع شود و تكلف برخیزد – ۱
بدانكه بیمار را كه سردی باشد، نشاید كه حرارت چندانكه بود همی خورد كه باشد كه حرارت نیز علتی گردد، بلكه ترازو و معیاری استكه نگاه باید داشت و بباید دانست كه مقصود آنست كه مزاج معتدل بود، كه نه بگرمی میل دارد نه بسردی، و چون بحد اعتدال رسید علاج باز گیرد و جهد كند كه بران اعتدال نگاه دارد، و چیزهای معتدل خورد، همچنین اخلاق دو طرف دارد: یكی محمودست و یكی مذموم، و مقصود اعتدال است: مثلا بخیل را فرماییم تا مال همی دهد، تا آنگاه كه دادن بر وی آسان شود، ولیكن نه چنانكه بحد اسراف رسد، كه آن نیز مذموم است، لیكن ترازوی این شریعت است، چنانكه ترازوی علاج تن در علم طب است، پس باید كه چنان شود كه هر چه شرع فرماید كه بده، دادن آن بر وی آسان بود و در وی تقاضای امساک كردن و نگاه داشتن نبود، و هر چه شرع فرماید كه نگاه باید داشت، اندر وی تقاضاء دادن نبود تا معتدل باشد.