Untitled Document

همه اخلاق نیكو باید كه طبع شود و تكلف برخیزد – ۳

هر كرا شره نگاه داشتن مال است وی بمال مشغول ست، و هر كرا شره خرج كردن بود هم مشغولست بدان؛ و هر كه بر تكبر كردن حریص بود بخلق مشغولست و هر كه بر تواضع حریص بود هم مشغول است بخلق؛ و ملایكه نه بمال مشغول اند و نه بخلق، بلكه خود از عشق حضرت الهیت بهیچ چیز دیگر التفات نكند: پس میباید كه علاقت دل آدمی از مال گسسته شود و از خلق بریده گردد، تا از آن بجملگی پاک شود، و هر صفت كه آدمی ممكن نیست از آن پاک تواند بود، بر میانهٔ آن بایستد، تا از وجهی بدان ماند كه خالی باشد، همچنانكه آب گرم چون از سردی و گرمی خالی نیست، آنچه فاتِر [نیمگرم] بود و معتدل بود؛ بدان ماند كه، از هر دو خالی است. پس اعتدال و میانه اندر همه صفاتی كه فرموده اند از برای این سرست.

پس نظر باید كه بدل بود، تا از همه گسسته شود، و از خلق بریده گردد، و بحق تعالی مستغرق گردد، چنانكه گفت: «قل الله، ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون [بگو خدا، پس آنان را واگذار كه با اندیشه های خود بازی كند]» بلكه حقیقت لا اله الا الله خود اینست. و بسبب آنكه ممكن نیست كه آدمی از همهٔ آلایشی خالی بود گفت: «وان منكم الا واردها كان علی ربك حتماً مقضیاً».

پس از این معلوم شود كه نهایت همه ریاضتها و مقصود همه مجاهدتها آنست كه كسی بتوحید رسد، كه او را بیند و بس، و او را طاعت دارد و بس، و اندر باطن وی هیچ تقاضایی بنماند دیگر: چون چنین شود، خلق نیكو حاصل كرده باشد، بلكه از عالم بشریت بر گذشته باشد و بحقیقت حق رسیده.