حیلت های پسندیده و ناپسندیده در دروغ گفتن – ۲
اما بغرض این اندک مباح شود چون طیبت كردن و دل كسی خوش كردن، چنانكه رسول- علیه السلام- گفت: پیر زن اندر بهشت نشود، و ترا بر بچهٔ شتر نشانم، و اندر چشم شوهر تو سپیدی است؛ اما اگر اندر وی ضرری باشد روا نبود: چنانكه كسی را اندر جوال [در جوال كردن، گول زدن] كند چنانكه گوید زنی اندر تو رغبت كرده است تا وی دل بران بنهد، و امثال آن، اما ضرری نبود و برای مزاح دروغی بگوید بدرجهٔ معصیت نرسد، ولیكن از درجهٔ كمال ایمان بیفتد، كه رسول- علیه السلام- همی گوید: «ایمان مردم را تمام نشود تا آنگاه كه خلق را آن پسندد كه خود را، و از مزاح دروغ دست بدارد»، ازین جنس باشد آنكه بسیاری گویند برای دل خوشی را: صد بار ترا طلب كردم و بخانه آمدم، این بدرجهٔ حرامی نرسد: كه داند كه ازین تقدیر عدد نباشد، اما اگر بسیار طلب نكرده باشد دروغ بود، و اینكه عادت بود كه گویند كه چیزی بخور گوید نمی بایدم، این نشاید: چون شهوت اندر وی بود. و رسول -علیه السلام- قدحی شیر با زنان داد شب عروسی عایشه -رضی الله عنها- گفتند: ما را همی نباید، گفت: دروغ و گرسنگی بهم جمع مكنید، گفتند: یا رسول الله، این مقدار دروغ بود و دروغ نویسند؟ گفت: دروغكی نویسند كه دروغكی است.
سعید بن مسیب را درد چشم بود و چیزی در گوشهٔ چشم وی گرد آمده بود، گفتند: اگر پاک كنی چه باشد؟ گفت: طبیب را گفته ام كه دست فرا چشم نكنم، آنگاه دروغ گفته باشم. عیسی- علیه السلام- همی گوید: «از كبایر یكی آنست كه حق تعالی را بكوهی خواند بدورغ كه خدای داند كه چنین است، و نه چنان باشد». و رسول- علیه السلام- گفته است كه: «هر كه بر خواب دروغ گوید ویرا اندر قیامت تكلیف كنند تا گره بر دانهٔ جو زند و نتواند».